عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

202

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و تقويت لشكر اسلام را . پس چون ايشان را در آن آفتاب گرم سايه حاصل شد گفتند : يا موسى هذا الظّل قد حصل فاين الطعام ؟ سايه نيكوست و جاى خنك اما طعام از كجا آريم درين بيابان ؟ فانزل اللَّه عليهم المنّ ، خداى عز و جل بريشان منّ فرو فرستاد از ميغ . مجاهد گفت اين - منّ - مانند صمغ بود كه بر درختان افتادى ، رنگ رنگ صمغ بود و طعم طعم شهد . سدى گفت عسل بود كه بوقت سحر بر درختان افتادى شعبى گفت اين عسل كه مىبينى جزويست از هفتاد جزو از آن منّ . و ضحاك گفت ترنجبين است . قتاده گفت از وقت صبح تا بر آمدن آفتاب آن من ايشان را بيفتادى مانند برف . وهب گفت نان حوّارى « 1 » است . زجاج گفت - على الجملة طعامى بود ايشان را بى رنج و بى كدّ . منّ بدان خواند كه اللَّه بريشان منت نهاد بدان . و عن ابى هريرة - اوّله العجوة منّ الجنة و فيها شفاء من السّم و الكمأة و قال النبي « الكمأة من المن و ماءها شفاء للعين ، يعنى سبيلها سبيل المنّ الذى كان يسقط على بنى اسرائيل لانه لم يكن على احد مؤنة فى سقى و لا بدر » گويند هر شخصى را هر شب يك صاع مىبود . پس گفتند : يا موسى قتلنا هذا بحلاوته ، فاطعمنا اللحم - فانزل اللَّه عليهم السّلوى - گوشت خواستند اللَّه تعالى ايشان را كرجفو « 2 » فرستاد . مقاتل گفت - ابرى بر آمدى و از آن ابر مرغهاى سرخ باريدن گرفتى چندانك ايشان را كفايت بودى ، قتاده گفت باد جنوب آوردى آن مرغ سلوى ، و روز آدينه دو روزه را مىبرگرفتند كه روز شنبه نيامدى كه ايشان را روز شنبه عبادت بود . كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ - اى قلنا لهم كلوا ، ما ايشان را گفتيم مىخوريد از پاكها و خوشها كه شما را روزى كرديم بى رنج و بى جستن در دنيا و بى تبعات در عقبى ، و از آن هيچ ادّخار مكنيد و فردا را هيچ چيز بر ميگيريد ، ايشان فرمان نبردند و فردا را بر گرفتند ، تا آن بر گرفتهء ايشان تباه شد و خورنده در آن افتاد . مصطفى ع

--> ( 1 ) الحوارى - بالضم الدقيق الأبيض . ( 2 ) كرجفو - « بر وزن بلبو پرندهء باشد از تيهو كوچكتر و آن را به عربى سلوى ( السمانى ) و بتركى بلدرچين گويند » برهان .